کودکان درونگرا در سفر

کارگاه آشنایی با ادیان
مرداد ۲۲, ۱۳۹۶
کودکان برونگرا در سفر
اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۸

کودکان درونگرا در سفر

یکی از پیش فرض های غلط در مورد درونگراها این است که این دسته از افراد اهل سفر نیستند و سفر کردن مختص گروهی است که شلوغی و ماجراجویی را دوست دارند، از معاشرت کردن با افراد غریبه لذت می بزند و موقع روبرو شدن با تجربه های جدید دچار حس ترس و اضطراب نمی شوند. اما واقعیت این است که یک شخص درونگرا هم درست به اندازه ی برونگراها می تواند برای سفر کردن، انگیزه و اشتیاق داشته باشد و به شیوه ی خودش از سفر لذت ببرد. احتمالا افراد زیادی را می شناسید که ترجیح می دهند به تنهایی سفر کنند و برنامه ی سفرشان را به شکلی طراحی می کنند که بتوانند با آرامش و حساب شده با اتفاقات جدید روبرو بشوند. افرادی که ممکن است ساعت ها در یک کافه ی محلی دنج در یک شهر کوچک بنشینند و رفت و آمد مردم را تماشا کنند یا روزها در یک شهر ساحلی اتراق کنند و با دراز کشیدن کنار ساحل و مطالعه کردن اوقات شان را سپری کنند. دانستن این ویژگی ها در مورد بچه ها می تواند به والدین کمک کند سفرهای خانوادگی هدفمندتری را برنامه ریزی کنند و ضمن درک ویژگی های شخصیتی کودک شان، نقاط ضعف او را به مرور کم اثرتر کنند.

شاید پررنگ ترین ویژگی شخصیتی یک کودک درونگرا، علاقه اش به تنهایی باشد. این جور بچه ها معمولا نمی خواهند مرکز توجه باشند و حضور در جمع های بزرگ و غریبه را هم دوست ندارند. درونگراها برای آنکه سطح انرژی شان در حالت عادی باشد، نیاز دارند که اوقاتی را با خودشان خلوت کنند و در افکارشان غوطه ور باشند. داشتن حریم خصوصی برای این بچه ها یک موضوع مهم است و برای انتخاب فعالیت هایی که قرار است در آنها مشارکت داشته باشند، بسیار گزینشی عمل می کنند. با این توصیفات، طبیعی است که اغلب بچه های درونگرا، سفرهای خانوادگی آن هم با خودروی شخصی را ترجیح بدهند و از مسافرت رفتن با جمع های ناآشنا استقبال چندانی نکنند. اما این لزوما به آن معنا نیست که کودک درونگرای ما تجربه ی ارزشمند سفر رفتن با گروه را از دست بدهد.

اگر پدر و مادر یک کودک درونگرا هستیم، شاید بهتر باشد اولین تجربه های سفر گروهی را از جمع های کوچک و آشنا شروع کنیم و در طول سفر حواس مان باشد که بچه ی درونگرای ما گهگاه خلوت خودش را داشته باشد. به عنوان مثال اگر با قطار سفر می کنیم و همسفران مان دل شان می خواهد تمام مسیر را به بازی و گفتگو کنار هم بگذرانند، دقایقی کودک مان را به فضایی مانند رستوران قطار ببریم و اجازه بدهیم دور از جمع باشد. یا اگر محل اقامت مان  یک فضای اشتراکی است حتما شرایطی را فراهم کنیم که کودک با اسباب بازی ها و کتاب های خودش تنها باشد و انرژی بگیرد. به مرور می شود سفر با جمع های ناآشنا را هم در برنامه ها گنجاند و طوری برنامه ریزی کرد که قبل از شروع سفر، کودک درونگرای مان بتواند با همسفران ارتباط برقرار کند و اگر کودک دیگری قرار است در سفر حضور داشته باشد، فرصت آشنایی اولیه فراهم شود.این کار تاثیر بسیار زیادی در آرامش کودک و بالا رفتن اعتماد به نفس او خواهد داشت.

ممکن است به نظر بعضی ها برسد که این بچه ها ارتباط گریز و خجالتی هستند اما واقعیت این است که درونگراها بیشتر وقتها اشتیاق شان را برای خودشان نگه می دارند و احساسات شان را کمتر بروز می دهند. این بچه ها بیشتر گوش می کنند و کمتر حرف می زنند بنابراین اگر کودک درونگرای همسفرتان مثل بچه های برونگرای دیگر در طبیعت نمی دود و نمی خندد و موقع بازدید از یک مکان تاریخی به جای سرک کشیدن به اطراف، فقط گوشه ای به تماشا می ایستد، او را مجبور به همراهی با جمع همسالانش نکنید. درک کنید که این بچه ها گاهی احتیاج دارند همراه پدر و مادر یا یک بزرگسال قابل اعتماد بمانند و در آرامش و سکوت به مشاهده و تجربه بپردازنند. همچنین لازم است این نکته را مدنظر داشته باشیم که یک برنامه ی سفر فشرده ممکن است خیلی زود همسفر کوچک درونگرای ما را کلافه و خسته کند. این بچه ها علاقه ای ندارند که تمام وقت در حال قدم زدن در سایت های تاریخی یا چرخیدن توی مراکز خرید و یا حتی بازدید از مکان های تفریحی باشند. یادمان باشد که بچه های درونگرا اگر همراهی اطمینان بخشی از بزرگترهای خود دریافت کنند، به مرور ویژگی درون گرایی افراطی شان تعدیل می شود و در سفرهای بعد مشارکت مؤثرتری خواهند داشت و از سفر لذت بیشتری خواهند برد. دقیقا همان چیزی که ما، پدرها و مادرها و مربیان، به دنبال آن هستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *